روزهای پسرانه

بهمن 90

این روزا شروع کردم به خونه تکونی. البته نه به اون معنا که تموم خونه رو بریزم به هم. گه گاه که حوصله دارم یه جایی رو تمیز می کنم. فعلا اتاق آریا جون رو حسابی تکون دادم. پیرو آب گرفتگی اتاق خواب وهال و حموم در پی بی تدبیری همسایه طبقه بالا، برای شب خوابیدن راهی اتاق آریا جون شدیم. آریا رو هم واسه خواب روزش راهی اتاق خودش کردم. چون همه جا بوی نم و رنگ میده. بدین ترتیب قصد دارم کم کم او رو به اتاق خودش عادت بدم. مرحله دوم واکسن آنفلونزا رو هم زدیم. مادر و پدر عزیزم هم واسه دیدن بزرگای فامیل و حلالیت طلبیدن از اونا! به قصد عزیمت به مکه در دو مرحله ما رو سرافراز کردند که بدین جهت منم در دو مرحله خوشحال شدم و اندکی روح ناآرام و خسته م آروم...
4 بهمن 1390
1