روزهای پسرانه

1

آبان، ماه عزیز من

بنده متولد 13 امین روز آبان 1359 می باشم که به یمن قدوم مبارک گل پسر، بنده بیشتر متلذذ شدم از روز تولدم. رامین عزیز که طبق معمول هدیه اش نقدی بود (از طرف خودش و آریا جون) دوباره پسر بلوریم این روزا مریض شده. 3روز پشت هم تب داشت. دادن قطره استامینوفن هم که خوراندنش به آریا یک پروژه است. رفتیم مطب، دکتر بعد از معاینه چیز خاصی ندید. فقط گفت گوشش کمی ملتهبه که شربت سرماخوردگی و قطره استامینوفن تجویز کرده، قرار شده اگه تا دو روز دیگه بهتر نشد آنتی بیوتیک شروع کنیم. امروز دکتر جوونه اولین دندون پسرم رو دید. بعد از برگشتن از مطب در کمان ناباوری تب آریا قطع شد اما دوساعت بعد روی پیشونیش چند عدد لکه قرمز مشاهده کردم. فردا بیشتر شد و تقریبا ت...
13 آبان 1390

رفتیم سمنان عروسی

برای شرکت تو عروسی برادر رامین عزیز (از آنجایی که عروس خانم همشهری بنده می باشند) راهی سمنان شدیم. روز عروسی شیر آریا رو دادم. لباساش و شامشو آماده کردم و او رو به مانانی و بابایی و خاله مائده سپردم تا تو مراسم عقد سوری شرکت کنیم برای تقدیم کادو! ساعت 7 آریا به اتفاق مامان و بابام و خاله به مراسم تشریف آورد که به محض دیدن من گریه ای کرد که دل حضار به رنج آمد و تا آخر مراسم از بغل بنده دور نشد و تمام وقت با اون کفشای پاشنه بلند مجبور شدم راهش ببرم. یه اتفاق دیگه که خیلی به من حال داد اونم بعد از مدتها، دیدن دوستام بود تو خونه عاطفه عزیز و بارمان نازنین. آخه من از سال 84 تنها تهران زندگی می کردم و به عنوان یک خانم مهندس تو یه شرکت ...
4 آبان 1390

طی طریق آریا

آخرین روزهای مهر، ما برای بار چندم کوله بار بسته راهی سمنان شدیم من باب شرکت در عروسی دایی عزیزمان. از سپری کردن اوقات تو مراسم عروسی با داشتن یک بچه 6 ماهه چیزی قابل عرض ندارم!!! دقیقا روز 30 ام مهر ماه کودک بهاری من شروع به چهار دست و پا رفتن کرد. مستقل شدنت مبارک عزیزم.     ...
2 آبان 1390
1