روزهای پسرانه

من یار مهربانم 6

  اگه شما هم تو خونه‌تون یه پسر کوچولوی علاقه‌مند به قصه و ماشین دارید،‌ کتاب‌های ماشین‌بازی رو از دست ندید. روی کتاب‌ها نوشته مناسب 5 تا 10 ساله‌ها. اما ما حدود یه سالی میشه (از سه سالگی پسرک) که هر روز اونا رو می‌خونیم و پسرک کلی لذت می‌بره. کتاب‌ها داستان جالب و بامزه‌ای دارن؛ هر جلد مربوط به یه ماشین موجود تو زندگی روزمره آدم‌هاست (که بچه‌ها با ماشین‌ها و کاربردهاشون آشنا میشن) و البته که تصویرگری زیبایی هم دارن.   اوایل فقط 5جلد (5 تا ماشین) چاپ شده بود اما تازگی‌ها 14جلد شده...     میشه این کتاب‌های ب...
30 ارديبهشت 1394

94.2.10

  پسرک ناز و کوچولوی ما، نیم ساله شد! این 6 ماه ترش و شیرین (تر) گذشت. اعتراف می‌کنم پوریا خیلی زودتر از آریا، 6 ماهه شد. به خودم اومدم دیدم پوریا ما رو می‌شناسه و بهمون می‌خنده. دیدم داره غلت می‌زنه و به همه چیز دست می‌زنه، می‌تونه خودش رو سرگرم کنه، روروئک برونه و الان هم پسرک بلوری‌م نصف یک سال رو با ما بوده. با این‌که گاهی وقتا، مخصوصاً شب بیداری‌ها خیلی خیلی سخت بود، یا مراقبت و رسیدگی هم‌زمان به بچه‌ها و دست تنها بودن و کلاً‌ حفظ نظام خونه خیلی ازم انرژی گرفت؛ اما به خوبی و خوشی گذشت.     6 ماهگی‌ت مبارک گل خوشبوی ما  ...
10 ارديبهشت 1394

حرف‌های خودمانی

  نزدیک به دو سالی می‌شود که پسرک بزرگ احساس مالکیت‌ش غوغا کرده. تا به حال به وسایل خودش حساس بوده و احدی اجازه‌ی دست زدن به آن‌ها را نداشته، حالا به وسایل خانه و ماشین و خود خانه هم کشیده شده؛ که مثلاً فلانی سوار ماشین ما نشود، فلانی به خانه‌ی ما نیاید، فلانی به حمام ما نرود !!!!!!!!!! حالا که پسرک کوچک روروئک سوار شده، قاعدتاً به همه جای خانه سرک می‌کشد، مخصوصاً به اتاق پسرک که رنگ و وارنگ است. حالا دائماً می‌شنوم؛  مامان، پوریا به ماشین من دست می‌زنه. مامان، پوریا به تخت من دست می‌زنه. مامان، پوریا به لگوهای من دست می‌زنه. مامان، پوریا رو از تو روروئک در...
7 ارديبهشت 1394
1