روزهای پسرانه

1

رفتیم سمنان عروسی

1390/8/4 17:18
نویسنده : مامان
125 بازدید
اشتراک گذاری

برای شرکت تو عروسی برادر رامین عزیز (از آنجایی که عروس خانم همشهری بنده می باشند) راهی سمنان شدیم.

روز عروسی شیر آریا رو دادم. لباساش و شامشو آماده کردم و او رو به مانانی و بابایی و خاله مائده سپردم تا تو مراسم عقد سوری شرکت کنیم برای تقدیم کادو!

ساعت 7 آریا به اتفاق مامان و بابام و خاله به مراسم تشریف آورد که به محض دیدن من گریه ای کرد که دل حضار به رنج آمد و تا آخر مراسم از بغل بنده دور نشد و تمام وقت با اون کفشای پاشنه بلند مجبور شدم راهش ببرم.

یه اتفاق دیگه که خیلی به من حال داد اونم بعد از مدتها، دیدن دوستام بود تو خونه عاطفه عزیز و بارمان نازنین.

آخه من از سال 84 تنها تهران زندگی می کردم و به عنوان یک خانم مهندس تو یه شرکت مهندسی شاغل بودم و از زمان فارغ التحصیل شدنم بچه ها رو ندیده بودم. وقتی هم دیدمشون همشون بچه داشتند جالب بود جز 1-2 نفر، بقیه مون بچه هامون هم سن بودند.خیلی خوش گذشت...

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف