بازی جدید!
این روزا تجربیات جدیدی رو تو برخورد با آریاجون دارم که کلا قاطی می کنم، نمی فهمم چی میگه. زبون خودم که واسه جامعه بشریت نامفهومه بماند که حرف همین جامعه بشریت که مهمترین و کوچکترین عضوش واسه من پسرکم هست رو هم نمی فهمم. 1- بهونه می گیره که " دَدَ " میگم خب بیا لباساتو بپوش با هم بریم. یه جنگ اعصابی راه می ندازه که اون سرش ناپیدا. میگم مگه خودت نگفتی بریم بیرون؟ حالا بریم بیرون؟ لباس می پوشی؟ میگه: "نه". میگم: "خب باشه، نمی ریم". یه ربع، 20 دقیقه ای طول میکشه. دوباره میاد تقاضای بیرون میکنه. این بار هر طوریه، با هزار آسمون ریسمون آروم آروم لباساشو تنش می کنم. بالاخره میریم بیرون. 2- از توی پارکینگ که می شینیم تو ماشین شر...






