روزهای پسرانه

کلاه ...

1392/3/10 12:14
نویسنده : مامان
217 بازدید
اشتراک گذاری

 

دیروز، با آریاجون بیرون بودیم که توجه ش به ویترین یه مغازه کلاه فروشی، جلب شد؛

بر خلاف تابستون پارسال که هیچ طوری راضی نمی شد کلاه بذاره سرش، دیروز خیلی مشتاق شد و اصرار کرد که کلاه بخریملبخند

بالاخره رفتیم تو مغازه و با انتخاب خودش براش کلاه گرفتیم؛ از دیروز این کلاه شده وصله ی جونشقلب

 

 

از وقتی هم رسیدیم خونه، تموم مدت ایستاده بود جلوی آینه و تصویر جدید خودش رو رصد می کردفرشته

 

 

تازه بعد از اینکه لباسش رو عوض کردم که بخوابه، باز هم راضی نبود دست از سر این کلاه برداره لبخند

 

 

همش هم اصرار داشت با ژست های مختلف ازش عکس بگیرمزبان

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

نوشين مامان آريا
11 خرداد 92 9:45
آرياجونم خيلي ناز شدي خيلي هم خوش سليقه اي عزيزم


ممنونم خاله جون، شما لطف داری

خاله مايده
11 خرداد 92 10:10
فداي سليقت بشم.بياي سمنان ميخورمت


به به خاله مائده، کم پیدا بودی
فعلا بشین روزا رو بشمار تا من بیام، حالا حالاها باید منتظر بمونی