روزهای پسرانه

خداحافظی با پوشک - مرحله ی نهایی

  تو این هفته، پسرک حسابی همت به خرج داد و باهام همکاری کرد... تموم کارهایی رو که تو این 3-4 هفته‌­ی اخیر انجام داده بودم، این هفته هم انجام دادم با این تفاوت که دیگه بهش نگفتم هر وقت جیش داری بهم بگو. (چون اصلا نمی‌­گفت و خودم تو فواصل زمانی معین و با توجه به حجم مایعاتی که خورده بود،‌ می‌­بردمش حموم) گفتم هر وقت جیش داشتی بگو: " مااامااان؛‌ مااامااان؛ جیش دارم " دوز هیجان ادای این جمله رو این قدر بالا بردم که نیم ساعت بعد در اوج ناباوری دیدم با همون لحن و همون هیجان این جمله رو بهم گفت. و الان چند روزیه که پسرک با همین جمله هر بار صورت‌­م رو لبخندی می‌­...
17 آبان 1392

صبر و تدبیر؛ لازمه ی خداحافظی با پوشک

  اول نوشت: اینا تجربیات منه واسه جدا کردن آریاجون از پوشک. به هیچ عنوان نسخه‌­ی پیشنهادی نیست. چرا که هر بچه‌­ای خصوصیات مربوط به خودش رو داره. اولین موضوعی که تو جدا کردن بچه از پوشک مهمه اینه که اون به آمادگی جسمی و روحی رسیده باشه. آمادگی جسمی همون کنترل کردنه و آمادگی روحی به نظر من همون آمادگی شناختی از دفع و خیس بودنه. که این آمادگی اغلب حوالی 30 ماهگی اتفاق می‌­افته. تا پیش از اون بچه­‌ها بسیار به دفع علاقه دارن. یعنی دفع براشون یه کار لذت­‌بخشه. جاش هم مهم نیست،‌ تو پوشک، تو شلوار، رو فرش و یا هر جای دیگه (موضوع جالب بودنه دفعه براشون) این مورد رو حداقل خودم در...
16 آبان 1392

خداحافظی با پوشک – مرحله ی صفر

  بعد از چندین بار آبیاری خونه تو روزهای اولیه شروع پروژه، اوایل هفته‌­ی گذشته آریاجون به پیشرفت­‌های خوبی رسیده بود تا این­که اواسط هفته‌­ی قبل به شدت سرما خورد و مریض شد... شدت بیماری‌­ش این قدر زیاد بود که یه روز تو بیست دقیقه، سه بار خودش رو خیس کرد . این صحنه­‌ها این­‌قدر واسه خودش عجیب بود که هر بار با ناراحتی می‌گفت: " مامان؛‌ جیش‌­م ریخت ". به همین دلیل،‌ واسه این­‌که بیشتر از این متأثر نشه، مجبور شدم تو دو روز بیشتر اوقات پوشک‌­ش کنم و ساعات کمتری بدون پوشک باشه... روزهای بدی بودن، روزهای بیماری پسرک بیش...
10 آبان 1392

خداحافظی با پوشک - مرحله ی منفی 1

  امروز، یه هفته به اضافه یک روزه که در تکاپو هستم پسرک رو از پوشک جدا کنم. همه چیز خوب پیش می‌­رفت تا این‌­که دیروز در چندین مرحله شاهد آبیاری خونه بودم گویا تا شنیدن جمله‌­ی جادویی " مامان؛‌ جیش دارم " فرسنگ­‌ها فاصله دارم   ...
1 آبان 1392

دنیای ماشین ها

    این پسر، تحت هیچ شرایطی دست از سر ماشین ورنمی‌داره،‌ حالا هر ماشینی باشه، فرقی نمی‌کنه.  (لباس‌شویی،‌ سواری،‌ سنگین،‌ راهسازی و ساختمانی)   مدتیه شدیدا  به ماشین آلات راهسازی و ساختمانی علاقمند شده ... بیل لـِـبــِـکی = بیل مکانیکی جـَـهلـَـقیل = جرثقیل میسکـِـل = میکسر کانتـِـل = تانکر لود ِل = لودر ماشین آتشانی = ماشین آتش نشانی آلـُـماس = آمبولانس و در آخر؛ ماشین پژو = اون ماشین / موتور بزرگه که پشت سرشه ...
14 مهر 1392