روزهای پسرانه

روزهای تکــرارنشــدنی من و پســــران‌م ** پسر بزرگه متولد 11/فــــــروردین/1390 ** پسر کوچیکه متولد 10/آبــــــان/1393

آبان 91- تولد ه، عید شما مبارک

امسال اولین روز آبان رو سمنان بودیم البته از چند روز قبل. روز یک آبان به اتفاق جمعی از دوستان همکلاسی دانشگاه، میهمان یکی دیگر از دوستانمان (سمیرا) بودیم. مجددا واقعه سال قبل تکرار شد. همه بچه ها با نی نی های گوگولیشان که یکسال بزرگتر شده بودند، آنجا بودند به اضافه 2 تا نی نی جدید که پارسال تو دلی بودند. روز خوبی بود. کلا من هر وقت سمنان هستم حالم خیلی خوبه. مخصوصا که تنهایی تو تهران با دیدن دوستام از یادم میره و کلی انرژی می گیرم. اتفاق بد این روزها، بیماری ویروسی آریا جون بود که حسابی حالم رو گرفت. بنده خدا دچار اسهال ویروسی شده بود که 8 روز طول کشید تا خوب بشه. روز تولد من هم با عید غدیر مصادف شد و من کلی ذوق کردم چون عید غ...
14 آبان 1391

آبان 91- قدمی دیگر بسوی پیشرفت

این روزا حال گل پسر بهتر شده. اشتهاش اومده سرجاش. من هم تو یه حرکت غافلگیرانه، شیر قبل از خواب شبش رو قطع کردم و طفلک با صبوری تمام باهاش کنار اومد. هیچ وقت فکر نمی کردم بتونم اونو بدون شیر بخوابونم . این موفقیت بزرگ رو اول به خودم، بعد به آریا تبریک میگم. شب می گیرمش رو پام و می خوابونمش... علاقه خاصی هم به برج میلاد پیدا کرده، کلا به وسایل و اماکن ویژه ای علاقه داره مثلا پمپ بنزین، آب نما (فواره)، جرثقیل، تاور کرین، میکسر (ماشین آلات ساختمانی)، چراغ راهنما. در کنار همه ی این علایق جاروبرقی و ماشین لباسشویی کما فی السابق حائز مقام اول هستند. هر ساختمون بلندی هم از نظرش بانکه. موقعیت مکانی تمامی پمپ بنزین های نزدیک خونه رو میدونه و ...
10 آبان 1391
1